خرید بک لینک

هر روز بیدار شدی. تولد توست . لب خند بزن !! لب خند بزن ؟؟؟

برچسب: نویسنده: مهسا شمس تاريخ: يکشنبه 1 اسفند 1400 ساعت: 16:14

این فصل بااسمان صاف و ارام وابی با لکه ابر سفید مرا بسوی خود می کشداین فصل نامش در زبان ها با صوت  زیبا به گوشم میرسداین فصل با شکوفه هایش مرا به رقص اورداین فصل سراسر دیارم به مشامم عطر آگین میکنداین فصل تنها طبیعت را زنده نمیکند بلکه مرا به عشق الوده میکنداین فصل درس اول عشق من است و خواهد بوداین فصل دست ها معشوق را با گلهابه نگاهم انداختو روح مرا به اوج آسمانها کشید در حالیکه جسم  من  میان خار ها بود

برچسب: نویسنده: مهسا شمس تاريخ: يکشنبه 1 اسفند 1400 ساعت: 16:14

در دفتر عشق  عشق تو بیش از دو کلمه نیستکه نوشته شدهدوستت دارمدوستت دارمعشق تو در ذهن من حجمش در این جهان نمی گنجدتبا یک حرکت میلیارد ها سال نور طی می کنمبا یک دست ستاره عظیمی بدست میگیرمبا یک نگاه همچون  اقیانوس را تا افق فرا میگیرمتا پا به زمین می کوبمبا سرعت نوربه پای درخت عشق مان میرومتا دستها بسوی اسمان بلند میکنم  در مرتفع ترین قله ها هستم که خلوت تر و نزدیک تر راز نیاز کنماشک هایم همچون باران از ابر ها می بارد. دفتر عشق روی میز ایوان استباران دوکلمه نوشته  را به رود ها بردتا عشق مان را در جهان جاری کند

برچسب: نویسنده: مهسا شمس تاريخ: يکشنبه 1 اسفند 1400 ساعت: 16:14

صفحه بندی